روایت اولین جلسه کارورزی | ویکی پدیا فارسی

روایت اولین جلسه کارورزی

بسم الله الرحمن الرحیم

«توصیف اولین جلسه ی کارورزی دانشگاه»

تاریخ اولین جلسه کارورزی: ۲\۸\۱۳۹۵

دانشجو : یاسین قاسمی کُتُکی

استاد راهنما : استاد صرفه جو

معلم راهنما : خانم موسوی

مدرسه : شهید مدرس (اندیمشک)

 

 

 

صبح روز یک شنبه ساعت هفت بیدار شدیم یه هیجان خاصی داشتیم چون اولین روز کارورزی بود یعنی ارتباط مستقیم با دانش آموزان دبستانی .خب بعد رفتیم با بچه ها تو سلف و یه صبحانه خوردیم و بعد صبحانه هم همگی بطرف می نی بوس( که قرار بود کلاس ما رو ببره تا مدرسه)رفتیم ، در طی مسیر پیمودن راه مدرسه گفتیم و خندیدیم و بالاخره پس از بیست الی سی دقیقه به نزدیکی مدرسه ی شهید مدرس اندیمشک رسیدیم از می نی بوس پیاده شدیم و پس از چند دقیقه پیاده روی به در مدرسه رسیدیم به محض ورود به مدرسه تمام حواس ما ختم شد به ویژگی های فیزیکی مدرسه . مدرسه قدیمی بود طبق گفته ی استاد مال شصت سال پیش بوده ولی نوساز بوده سیزده کلاسه بود و مختص پایه های اول تا سوم دبستان ، هم سالن ورزشی داشت هم بوفه هم یک هکتار زمین بایر ولی درخت هم بود داخلش تمام دیوارای مدرسه رنگکاری شده بودن و گاهی هم نگاشته شده به حدیثی از ائمه اطهار(ع) و یا سخنی از بزرگان ، مدرسه مجهز به سیستم های گرمایشی و سرمایشی بود کلاسها انبارها و‌دفاتر مدیریت و‌معاونت هم سیستمها استفاده میکردن مثلا مثل یک مدرسه محروم ‌نبوده که فقط دفتر مدیریت ان هم‌ به چه زوری به یکی از سیستمهای گرمایشی و یا سرمایشی مجهز شده باشد ، حیات مدرسه همه آسفالت شده بود چندتا هم میدون بودن یکی واسه فوتبال یکی برای والیبال یکی دیگه هم بسکتبال ، خلاصه فضای فیزیکی مدرسه در کل تازه و نوساخته بوده و دل انگیز تر نسبت به سایر مدرسه ها . حدود ساعت هشت نیم بود که همگی رفتیم به اتاق استراحت معلمان استاد صرفه جو و مدیر معاون مدرسه هم حضور داشتن ضمن عرض خوشامد گویی در همین ابتدا باید و‌نباید ها رو به ما یاد آوری کردن استاد راهنما هم به ما دانشجویان گوشزد کرد که فعلا در امر آموزش دخالت نکنین چون هنوز تجربه ی کافی ندارین و در صورت ایجاد هر مشکلی ما مسئول نیستیم و همچنین بر ورود و خروج از مدرسه سر موقع ی مقرر تاکید کردند ، اسامی مون رو نوشتیم و استاد و مدیریت و معاونت محترم مدرسه شروع کردن به تقسیم کردنمان در کلاس ها ، بیست چهار نفر بودیم و سیزده تا کلاس بچه ها به ترتیبی که اسامی رو نوشته بودن تقسیم شدن ، من و علی ایزدیار افتادیم یکی از کلاسهای پایه اول .در زدیم و بعد از یه سلام و احوال پرسی از اموزگار و بچه های کلاس با اجازه خانم موسوی آموزگار کلاس دوتا صندلی گیر آووردیم و نشستیم ته کلاس . یه کلاس تقریبا سی نفره مجهز به سیستم های روز (گرمایشی سرمایشی وایتبرد کامپیوتر کتابخانه ی کوچک نقشه ها و نمودارهای یادگیری ریاضی و فارسی ) دیوارهای رنگ شده عمدا با رنگهای خوشایند سن سال بچه ها و روشن در کل کلاس شاد و بشاشی بود . این بچهای کلاس اولی کلا یک ماه میومدن مدرسه آرام قرار نداشتن دائما در حال حرکت و فعالیت بودن به هیچ قانونی پایبند نبودن یکی مینوشت یکی پای تخته بود دو نفر اون عقب با در حال گفت و گو بودن وووو . خانم آموزگار هم با حوصله مراحل تدریس خود را طی میکرد درس هم درس بنویسیم بود خب زنگ خورد و بچها شتابان بسوی حیات مدرسه رفتند و ما هم رفتیم دنبالشون تو حیات اونجا دیگه غوغا بود اصلا یه ثانیه اسکان نداشتن دائما در حال دویدن راه رفتن و بازی کردن بودن ما دانشجویان هم از این فرصت استفاده میکردیم و عکس و فیلم یادگاری میگرفتیم مدیر معاون و ناظم در بین بچه ها بودن و بر اوضاع نظارت میکردند والدین بعضی از بچه ها هم برای دیدن فرزندانشان به مدرسه مراجعت کرده بودن و در حین زنگ تفریح گاها غذا یا میوه ای به اونا میدادن . آژیر زنگ دوم زده شد بچه ها مثل لشکری به سوی کلاسها حمله ور شدن بعد چند دقیقه معلمان به سر کلاسهاشون رفتن ما هم بعد ورود معلمین به کلاسشون رفتیم من و علی هم رفتیم بعد از یه در زدن وارد کلاس شدیم و ضمن عرض سلام به معلم و‌بچه ها دوباره رفتیم سر صندلی هامون ته کلاس نشستیم این زنگ انگار زنگ ریاضی بود و موضوع هم همون وصل کردن اشیا و یا وسایل شبیه به هم بود طرح تدریس معلم با توجه به سیستماتیک بودن کلاس براحتی قابل پیاده شدن بود و یکی یکی از بچه ها سوال میکرد که باید چجوری این کار رو بکنین و بچه ها با توجه به توضیحات قبلی معلم تا حدودی جواب میدادن بعد از اجرای طرح درس معلم شروع میکنه به تمرین کلاسی برای شرکت دادن بچه ها در امر یادگیری و اونا رو دوباره می آزماید اما بصورت مختصر تر . زنگ تفریح زده میشه و بچه ها بسوی حیاط مدرسه روانه میشن و باز هم مثل همون زنگ تفریح اول آرام قرار ندارن و دائما در حال فعالیت هستن البته بودن کسانی هم که یه جا نشسته بودن و جای تعجب داشت در این حین ما هم با دوستانمون گفت گویی کردیم و دوباره بعد از اتمام زن گ تفریح به دنبال معلم سرکلاس رفتیم و بعد چند دقیقه از حضور شون مرخص شدیم از بچه ها و خانم معلم خداحافظی کردیم و بعدش اومدیم داخل اتاق استراحت معلمان امضا کردیم و از مدیر معاون محترم و‌همچنین از استاد صرفه جو خداحافظی کردیم